تبليغاتX
وبلاگی برای خودم


وبلاگی برای خودم

این وبلاگ فقط برای نوشتن حرفهای خودمه





















یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق، آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
بوسه ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یارب از چه خارم کرده ای ؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟
جام لیلا را بدستم داده ای
و اندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم میزنی
دردم از لیلاست، آنم میزنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم، تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت آواره ی صحرا، نشد
گفتم عاقل می شوی اما، نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
سال ها او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی، گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
بر حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

 نمی دونم این شعر از کیست ولی خیلی ازش خوشم اومد.

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 13:9 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

گورستان کرمهای شب تاب

امشب 26 مهرماه سال 88 بود شبکه 4 فیلمی نشان داد با نام 

گورستان کرمهای شب تاب

لینک دانلود فیلم کارتونی

نام فیلم: گورستان کرمهای شب تاب

کارگردان: Isao Takahata

سال ساخت: 1988

کشور سازنده: ژاپن

این فیلم خیلی تأثیر گذار بود.

حتی چند بار هم گریه کردم.

وقتی دختربچه که اسمش سِتسِکو بود بر اثر گرسنگی کنار درختی که زیرش یک قبرستان برای کرمهای شب تاب درست کرده بود مرد.

این فیلم را اگر هم فراموش نکنیم ، لحظه هایی که دلمان برای اون دختر بچه و برادر نوجوانش می سوخت را فراموش خواهیم کرد.

مسئله ای که مرا بر آن داشت تا برای این فیلم یک پست ایجاد کنم این بود که آیا انسانها غیر از غصّه خوردن لحظه ای، کار دیگری هم بلد هستند؟

جنگ جهانی اول گذشت و جنگ جهانی دوم نیز محقق شد آیا انسانها با اینکه می بیند میلیونها کودک کشته می شوند و یا مادران و پدران خود را از دست می دهند واقعاً در صدد این نیستند که برای همیشه  به بحث جنگ خاتمه دهند؟

شاید کمی آرمانگرایانه سخن می گویم ولی

آیا شدنی نیست؟

چرا بعضی انسانها در تلاشند تا جنگ جهانی سوم را هم براه اندارند؟

چرا بعضی انسانها که حتی یک میلیونیوم کل جمعیت هم نمی شوند می خواهند منطق جنگی خود را بر جهان حاکم کنند؟

در این دنیایی که هنوز کودکان با بمبها و گلوله ها کشته می شود و یا از گرسنگی می میرند چرا پولهای هنگفتی صرف جایزه های صلح بی معنی می شود؟ مگر همه کودکان بدون ترس از صدای بمب می خوابند ؟ مگر دیگر هیچ کودکی گرسنگی نمی کشد؟ مگر هیچ کودکی پدر یا مادرش یا خواهر یا برادرش را در جنگ از دست نمی دهد؟

مگر کودکان دیگر کشته نمی شوند؟  مگر در عراق، یمن، افغانستان ،فلسطین وسودان و .... کودکان از ترس جنگ و صدای بمب و گلوله نمی ترسند؟

چرا انسانها به جای اینکه توان خود را صرف نجات جان انسانها از بیماریها ، بلایای طبیعی ، قحطی و گرسنگی کنند خود با عث کشتار زیاد می شوند؟

آیا می شود روزی را دید که دیگر فیلمهایی نظیر گورستان کرمهای شب تاب ساخته نشود؟

شاید باز هم می بافم ولی

انسان با امید زنده است

به امید ظهور آن کسی که انسانیت را حاکم بر جهان خواهد کرد.

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 23:48 توسط قاسم باصری حسن کهل| |


شاكله آموزه‏هاى اديان بر درك چگونگىِ پيوند بشر با خدا استوار است و

 

ديانت موضوعِ رابطه انسان با خداست.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 1:20 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

سلام

یک سوال

ماه مبارک رمضان آمد و رو به اتمام هست بعضیها روزه گرفتند و مثل ماههای دیگه سال نمازهاشون را هم می خواندند.

امّا...

بعضیها...

اونها فرقی براشون نداشت مثل ماههای دیگه سال سرشون تو زندگی خودشون بود و بی خیال رمضان

این روزها سپری می شه و بالاخره همه یک روزی بایستی این دنیا را ترک کنیم چه خوشمون بیاد چه بدمون بیاد.

بعد از مرگ اگر معلوم شد که بهشت و جهنم و تکلیف و نماز و ... همه سر کاری بود اون وقت اونهایی که اهل دینداری بودند آیا متضرر می شوند؟

و اگر معلوم بشه که بهشت و جهنمی هست و همه اعمال اونجا به نمایش در میاد حتی یک ذره کار خوب یا بد، اون وقت چه کسانی متضرر می شوند؟

ضرر دو گروه را باهم مقایسه کنیم :

گروه متدینین که به خاطر تدینشان چیزی گیرشان نیومده و گروهی که بی خیال دین و مذهب و خدا و رسول و کتابند و باید به خاطر کارهاشون حساب پس بدند.

گروه اول چیزی از دست نمی ده ولی گروه دوم برای ابد بد بخت می شوند.

عقل شما ، شما را به عضویت در کدام یک از دو گروه راهنمایی می کنه؟

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:13 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

 

انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

مکارم الاخلاق

  قال رسول الله صلّ الله عليه و آله:
انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.
حضرت محمد صلّ الله عليه و آله فرمودند:
براستي که من براي به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.


قال علي عليه السلام:
عليکم بمکارم الاخلاق فانها رفعة و اياکم و الاخلاق الدنية فانها تضع الشريف و تهدم المجد.
امام علي عليه السلام فرمودند:
به مکارم اخلاق پايبند باشيد که آن مايه سر بلندي است و از اخلاق پست دوري کنيد که آن انسانهاي شريف را پست و بزرگواري را از بين مي برد.


قال علي عليه السلام:
نزه عن کل دنية نفسک و ابذل في المکارم جهدک تخلص من المآثم و تحرز المکارم.
امام علي عليه السلام فرمودند:
خودت را از هر پستي پاک کن و در راه مکارم اخلاق نهايت کوشش خود به کار گير تا از گناهان برهي و مکارم را بدست آري.


قال علي بن ابيطالب عليهما السلام:
لو کنا لانرجو جنة و لا تخشي نارا و لا ثوابا و لا عقابا لکان ينبغي لنا ان نطلب مکارم الاخلاق فانها مما تدل علي سبيل النجاح.
امام علي عليه السلام فرمودند:
اگر هم به بهشت اميد نمي داشتيم و از دوزخ نمي هراسيديم و پاداش و کيفري در ميان نمي بود باز شايسته بود که در طلب مکارم اخلاق بر آييم زيرا که راه موفقيت و پيروزي در تحصيل مکارم اخلاق است .


قال الصادق عليه السلام:
و قد سئل عن المکارم الاخلاق: العفو عمن ظلمک وصلة من قطعک و اعطاء من حرمک و قول الحق و لو علي نفسک.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
درباره مکارم اخلاق سوال شد فرمودند:گذشت از کسي که به تو ظلم کرده و رابطه با کسي که با تو قطع رابطه کرده و عطا به آنکه از تو دريغ داشته است و گفتن حق اگر چه بر ضد خودت باشد.


قال علي عيله السلام:
لا تکمل المکارم الا بالعفاف و الايثار.
امام علي عليه السلام فرمودند:
مکارم اخلاق به کمال نمي رسد مگر با پاکدامني و از خود گذشتگي .


قال علي عليه السلام:
اذا رغبت في المکارم فاجتنب المحارم .
امام علي عليه السلام فرمودند:
اگر خواهان مکارم و بزرگواري ها هستي از حرام ها دوري کن .


قال الصادق عليه السلام:
ان الله تبارک و تعالي خص رسول الله صلّ الله عليه و آله بمکارم الاخلاق فامتحنوا انفسکم فان کانت فيکم فاحمدوا الله عزّوجلّ و ارغبوا اليه في الزيادة منها فذکرها عشرة اليقين و القناعة و الصبر و الشکر و الحلم و حسن الخلق و السخاء و الغيرة و الشجاعة و المروءة.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
خداي تبارک و تعالي رسول خدا صلّ الله عليه و آله را به مکارم اخلاق مخصوص گردانيد پس شما نيز خود را بيازماييد اگر صفت ها در شما بود خداي عزوجل را سپاس گوييد و از او اين مکارم را بيشتر بخواهيد سپس آن ده خصلت را برشمردند يقين و قناعت و صبر و شکر و بردباري و خوش اخلاقي و سخاوت و غيرت و شجاعت و جوانمردي .


قال الصادق عليه السلام :
لجراح المدائني : الا احدثک بمکارم الاخلاق؟الصفح عن الناس و مواساة الرجل اخاه في ماله و ذکر الله کثيرا.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
به جراح مدايني فرمودند:
آيا به تو بگويم که مکارم اخلاق چيست؟گذشت کردن از مردم و سهيم کردن برادر ديني در مال خود و بسيار به ياد خدا بودن.


قال الصادق عليه السلام:
المکارم عشر فان استطعت ان تکون فيک فلتکن ...:صدق البأس و صدق اللسان و اداءالامانة و صلة الرحم و اقراء الضيف و اطعام السائل و المکافاة علي الصنائع و التذمم للجار و التذمم للصاحب و راسهن الحياء.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
مکارم ده تاست اگر مي تواني آنها را داشته باش ...: استقامتا در سختي ها و راستگويي و امانتداري و صله رحم و ميهمان نوازي و اطعام نيازمندان و جبران کردن نيکي ها و رعايت حق و حرمت همسايه و مراعات حق و حرمت رفيق و در راس همه حيا.

 



منبع

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:14 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز زن است.

امروز روز مادر است.

امروز روز هدیه دادن مردها به همسرانشان است.

امروز روز هدیه دادن پسرها به مادرانشان است.

امروز روزه شادی خانواده هاست.

امروز روز قدر دانی از زنان و مادران است.

این روزها کاسبی کادو فروشیها سکه است.

امروز روز دست به جیب کردن آقایان است.

امروز روز شرمنده شدن!!!!!! ن ی ـ اـ س ت!!!!

امروز روز خرد شدنه (پز دادن) آقا هاست.

امروز روز غمگینی (شادی) آقایانی است که دستی در جیب و عرقی در پیشانی دارند.

امروز من خیلی غصه خوردم.

مردانی را می بینم که همه جیبهایشان را می گردند

تا شاید...

شاید یک پانصد تومانی دیگر پیدا کنند.

مغازه ها با ویترینهای رنگارنگ را پشت سر می گذارد.

جلوی یک مغازه می ایستد.

//////حراج واقعی به مناسبت روز مادر و روز زن/////

وارد مغازه می شود.

فروشنده: آقا این کادو را ببر خیلی عالیه!

آقا و مرد خانه و پسر یه دونه مادر و داماد بزرگ خانواده : ببخشید قیمتش چنده؟

فروشنده: شما بپسند قیمتش مهم نیست.

آقا سکوت می کنه و ته دلش میگه:

خدا بهش چی بگم؟ بگم پسندیدم یا نه.اگه قیمتش بیشتر از هفت هزار تومن شد چیکار کنم؟ تا سر ماه هم یه هفته مونده.

میشه یه هفته را بدون پول سپری کرد؟؟؟؟

مرد در دلش احساس سنگینی می کند.

خانواده چهار نفری فقز هفت هزار تومان پول دارند که خودشونو تا سر برج برسونند تا سیصد هخزار تومان حقوق بگیرند و در همان روز اول بیشتر از نصفش خرج اجاره خانه و پول آب و برق و گاز و ....

تازه برای مهد کودک بچه هم بدهکاره

راستی 27 هزار تومان هم به یکی از دوستان بدهکاره اونم باید بده

و همینطور ...

مرد سکوت می کند.

چه سکوت داخراشی بود.

فروشنده: چی شد آقا ؟ مثل اینکه نپسندیدین؟

آقا با دستپاچگی: نه باشه برای بعد.

آقا دست در جیب و سر به زیر شبانه راهی خونه میشه اونم با پای پیاده.

کمرش از کارکردن و پاهاش از فرص سر پا موندن و غرورش بخاطر... در حال شکستن بود.

یهو یادش اومد که به دختر بزرگش که ۵ ساله داره قول داده که کادو ها را اون باید به مامانی و مامان جون و مامان نرگس بده.

چه سخته!!!

فکر می کنه اگه به خونه برسه و دخترش کادوها را بخواد چی بگه.

در سکوت سنگین خودش می گفت:

خدا یا به همسرم چی بگم؟براش هیچی نخریدم

مادرم چی.برای اونم چیزی نخریدم

مادر خانمم ..اون چی

تو این فکر ها بود که متوجه شد به دم در خونشون رسیده

درو یواشکی باز میکنه

میبینه چراغا خاموشه

مثل اینکه همه خوابیدن

تعجب می کنه تازه ساعت نه شبه و بچه ها معمولا یازده به بعد می خوابند.

غذاش هم روی اجاقه

خانم خوابیده

شاید هم خودشو به خواب زده که شرمندگی شوهرشو نبینه.

خانم خونه یواشکی چشمش را باز می کنه تا ببینه آقای خونه دست پر اومده یا نه

بیچاره روز با بچه ها اونقدر بازی کرده که شب زود خوابشون بگیره.

زن دست مرد را خالی می بیند.

خیلی ناراحت شد.

نه برای خودش

بلکه برای غرور شوهرش که فردا صبح شکسته خواهد شد.

خیلی دلم گرفته

روز زن مبارک

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 18:21 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

مغز عبادت دعاست.

دعا یعنی حرف زدن با خدا

بهترین کلماتی را که می شود با آن کلمات با خدا حرف زد ...

کلمات بهترین بندگان خداست.

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 11:13 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

حضرت زهرا سلام الله علیها

مادری بر اثر کینه عده ای تارک دنیای انسانیت، در حالی به آسمان پرواز می کند که همسر و فرزندان پر شکسته اش بخاطر اینکه قبر مادر مورد هجوم قرار نگیرد و مسمار در این بار نه در سینه مادر بلکه در قلب شان فرو نرود، او را شبانه و مخفیانه دفن می کنند تا برای همیشه ذکر مادر را در سینه زمزمه کنند و بر مظلومیت مادر بگریند.

گویند بهشت زیر پای مادران است خوشا بحال مادری که زیر پای این مادر خونین بال  باشد.

 سایت امام علی - حضرت زهرا سلام الله علیها

سایت تبیان- حضرت زهرا سلام الله علیها

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها

Screen Savers

نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 13:27 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

حكايت توبه مرد گناهكار و قبولى توبه‏اش

و نيز نقل است كه: «مردى بود كه جميع عمر خود را در معصيت‏به سر برده بود ودر مدت عمر خود هرگز خيرى از او صادر نشده و اصلا از هيچ معصيتى انديشه‏نمى‏كرد.و صلحاى عصر و اتقياى روزگارش از او دورى جستندى و از او نفرت‏كردندى.

ناگاه موكل قضا دست‏بر دامن عمرش دراز كرده ملك الموت آهنگ قبض روحش‏نمود.چون يقين به مرگ كرد و يافت كه وقت رحلتش رسيده نظر در جرايد اعمال‏خود كرد آن را از اعمال صالحه خالى ديد و خطى كه رقم رجايى داشته باشد نديد.و به‏جويبار عمل خود نگريست، شاخى كه دست اميد در آن توان زد نيافت.عاجزوار آهى‏از دل بى‏قرار بركشيد و بى‏اختيار گفت:

«يا من له الدنيا و الآخره ارحم لمن ليس له الدنيا و الآخرة‏».

يعنى: «اى آنكه دنيا و آخرت از توست، رحم كن بر حال كسى كه نه دنيادارد و نه آخرت‏» .اين كلمه به گفت و جان داد.

اهل شهر بر فوت او شاد شدند و از مردنش فرحناك گشتند و او را در مزبله‏اى‏انداختند و خس و خاشاك بر او ريختند و آن موضع را از خاك پركردند.شب يكى ازبزرگان را در خواب نمودند كه: فلان در گذشت و او را در مزبله انداختند برخيز و او رااز آنجا بردار و غسل ده و كفن كن و بر او نماز كن و او را در مقبره صلحا و اتقيا دفن‏كن.گفت: خداوندا! او بد عمل بود و در ميان خلق به بدكارى و بدنامى مشهور بود.چه‏چيز به درگاه كبريا آورد كه مستحق كرامت و بخشش گرديد؟ خطاب آمد كه: چون به‏حال نزع رسيد در جرايد اعمال خود نظر كرد و بجز خطا و معاصى چيزى نديد لهذامفلس وار به درگاه ما بناليد و عاجزوار به بارگاه ما نظر كرد و دست در دامن فضل ما زدلهذا به بيچارگى و عجز او رحمت كرديم.و گناهان او را از نظر پوشيديم.و از عذاب اليمش نجات داديم.و به نعيم مقيمش رسانديم‏» .

اى يك دله صد دله دل يك دله كن مهر دگران را از دل خود يله كن

يك صبح به اخلاص بيا بر در ما برنايد اگر كام تو از ما گله كن

منبع: معراج السعادة - می توانید کل این کتاب شریف را در اینجا ببینید

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:41 توسط قاسم باصری حسن کهل| |

حكايت توبه شعوانه‏

منقول است: «در بصره زنى بود «شعوانه‏» نام كه مجلسى از فسق و فجور منعقد نمى‏شد در بصره كه از وى خالى باشد.

روزى با جمعى از كنيزان خود در كوچه‏هاى بصره مى‏گذشت‏به در خانه‏اى رسيدندكه از آن افغان و خروش بلند بود گفت: سبحان الله! در اين خانه عجب مصيبت وغوغايى است! كنيزى را به اندرون فرستاد از براى استعلام از حقيقت‏حال، آن كنيزرفت و معاودت نكرد.و كنيزى ديگر را فرستاد آن نيز رفت و نيامد.ديگرى را فرستادو به او تاكيد نمود كه زود معاودت كن.كنيز رفت و برگشت و گفت: اى خاتون! اين‏غوغاى مردگان نيست، ماتم زندگان است.اين ماتم بدكاران و عاصيان و نامه سياهان‏است.شعوانه كه اين را بشنيد گفت: آه، بروم و ببينم كه در اين خانه چه خبر است.

چون به اندرون رفت ديد واعظى در آنجا نشسته و جمعى در دور او فراهم آمده‏ايشان را موعظه مى‏كند و از عذاب خدا مى‏ترساند. و ايشان همگى به گريه و زارى‏مشغولند.و در حينى رسيد كه واعظ تفسير اين آيه مى‏كرد كه:

«اذا راتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيظا و زفيرا و اذا القوا منها مكانا ضيقا مقرنين دعوا هنالك ثبورا».

يعنى: در روز قيامت چون دوزخ، عاصيان را ببيند در غريدن آيد وعاصيان در لرزيدن آيند.و چون عاصيان را در دوزخ افكنند در مقام تنگ و تاريك وزنجيرهاى آتشين به يكديگر باز بسته فرياد واويلا برآورند.مالك جهنم به ايشان گويد:

زود به فرياد آمديد بسا فرياد و فغان كه بعد از اين از شما صادر خواهد شد» . (46)

شعوانه چون اين را شنيد بسيار در وى اثر كرد و گفت: اى شيخ! من يكى ازروسياهان درگاهم آيا اگر توبه كنم حق - تعالى - مرا مى‏آمرزد؟ گفت: البته اگر توبه كنى‏خداى - تعالى - تو را مى‏آمرزد اگر چه گناه تو مثل گناه شعوانه باشد.گفت: اى شيخ! شعوانه منم و توبه كنم كه من بعد گناه نكنم.آن واعظ گفت: خداى - تعالى - ارحم الراحمين است و البته اگر توبه كنى آمرزيده شوى.

پس شعوانه توبه كرد و بندگان و كنيزان خود را آزاد كرد و به صومعه رفت ومشغول عبادت پروردگار شد و دايم در رياضت مشغول بود، به نحوى كه بدنش گداخته شد و به نهايت ضعف و نقاهت رسيد.

روزى در بدن خود نگريست، خود را بسيار ضعيف و نحيف ديد گفت: آه آه، در دنيا به اين نحو گداخته شدم و نمى‏دانم در آخرت حالم چون خواهد بود؟ ندايى به‏گوش او رسيد كه دل خوش دار و ملازم درگاه ما باش تا روز قيامت‏ببينى حال تو چون‏خواهد بود» [1]

نيامد بدين در كسى عذر خواه كه سيل ندامت نشستش گناه

چه شبهه در اينكه: هر كه ملازم درگاه او باشد و از خوف او ترك معاصى كند درروز قيامت رحمت الهى او را فرو مى‏گيرد و به درجات عاليه و مراتب متعاليه مى‏رسد.



[1] رياحين الشريعه، ج 4، ص 364.به نقل از نفحات الانس

منبع: معراج السعادة - می توانید کل این کتاب شریف را در اینجا ببینید

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:34 توسط قاسم باصری حسن کهل| |


Design By : Night Skin